چهارشنبه 30 اسفند 1391

تو


چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه !


سه‌شنبه 29 اسفند 1391

چه کنم ؟


این روزها سنگین و نحس اند ... چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات می گیرند رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است ...


دوشنبه 28 اسفند 1391

هـیـآهـوی نــَـبودنـت


بــآ مـَن از بـودن بـگـــو گـوشــم را کــَـر کـرده هـیـآهـوی نــَـبودنـت


یکشنبه 27 اسفند 1391

دوری و دوستی


اونی که گفته : دوری و دوستی یا طعم دوستی رو نچشیده یا درد دوری نکشیده


شنبه 26 اسفند 1391

خط فاصله


میان آن همه الف و ب و مشق دبستان آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود


جمعه 25 اسفند 1391

همین حوالی ...


امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد همیشه هستی همین حوالی ...


پنج‌شنبه 24 اسفند 1391

آدم


مثل این که این دل آدم بشو نیست با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ


پنج‌شنبه 24 اسفند 1391

زمستان است


زمستان است و من شنیده ام روزها کوتاه تر می شوند ولى . . . نمیدانم چرا دارند این روزها هى بلندتر می شوند بى تو


چهارشنبه 23 اسفند 1391

رعایت شود


دور که می شوم نزدیکتر می آید نزدیک که می شوم دورتر می رود ... انگار که این فاصله همیشه باید به شکلی رعایت شود


چهارشنبه 23 اسفند 1391

جز تو


خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم کسی جز تو نبود ...