شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

غمگینم ...

غمگینم ، مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد !
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

سخته ...

خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش …
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

خیال

تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست … اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

عاشقانه ...

نه صدای تو می آید ... نه صدای قلبم  ... ما چه عاشقانه مرده ایم !
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

رسیدن ...

من و تو به رویاهایمان تنها یک رسیدن بدهکــاریم …
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

قسمت ...

دنیا دنیای ریاضیست ، وقتی عشق را تقسیم کردند و تو خارج قسمت من شدی !
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

غروب ...

کاش میشد در غروب آفتاب ، بی صدا با سایه ها کوچید و رفت …
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

جناغ ...

عاقبت من شد سرنوشت جناغ ، همه سر شکستنم شرط بسته اند …
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

ساده ...

ساده ی ساده از دست می روند ، همه ی آن چیزها که سخت سخت به دست آمدند !
شنبه 30 آذر 1392
توسط: elahe

ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ...

ﻳﻪ زمانی ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻳﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ، ﻣﺜﻞ ﺍﻻﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻌﻤﺖ باشه !