X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 1 بهمن 1392
توسط: elahe

لــــرز ...

عمــریست نشسـته ام پــای لــــرز خربــزه هایی که هیـچ وقت یـادم نمی آید کـی خوردمـشان ...
سه‌شنبه 1 بهمن 1392
توسط: elahe

مترســــک ...

گنجـشـــک ها از مـن آشیــانه می سـازند ، کــلاغ ها به مـن می خنــدند ، ایـن روزهـا مترسـکی شــده ام که ترسـاندن نمـی داند !!!
دوشنبه 30 دی 1392
توسط: elahe

آیینه ای زیر آب



مث هرشب باز هم همون صدای خش خش اومد


ولی جرئت برگشتن نداشتم


می دونستم یه نفر پشت سرمه


چه اهمیتی داشت


اما دلم می خواست


بدونم غیر از من شبا چه کسی تنهائیشو اینجا سر می کنه


شب بعد دلو به دریا زدم

   

یکشنبه 29 دی 1392
توسط: elahe

عزیـزم ...

عزیــزم حســادت نکن این که بعد از تو بغــــل کرده ام زانـوی غم اسـت ...
شنبه 28 دی 1392
توسط: elahe

غصــــه ...

غصــــه دارند دست هـایم وقتـی لمس آغوشـت را هــر شب ففطـ خـواب می بیننــد ...
جمعه 27 دی 1392
توسط: elahe

پــــازل ...

زیـباترین پــــازل دنیاسـت وقتی فاصله ی بین انگشتانم بـا انگشـتان تــو پـر می شـود ...
جمعه 27 دی 1392
توسط: elahe

لبــانت ...

فقطـ برای چـیدن لـبانت پـاهــایم را بلنـد می کنـم هیـچ میـوه ای آنـقدر شیــرین نیـست ...
پنج‌شنبه 26 دی 1392
توسط: elahe

پــــازل ...

زیـباترین پــــازل دنیاسـت وقتی فاصله ی بین انگشتانم بـا انگشـتان تــو پـر می شـود ...
چهارشنبه 25 دی 1392
توسط: elahe

ماهی های آزاد رودخونه {خییییییییییلی قشنگه } قسمت آخر


اندکی بعد از آب گذشته بود


شب بود قرص ماه کامل شده بود


شیر داوود با لباس یکدست سیاه و اسب کهر

 

لب آب منتظر بود


چشمانش را گشود و آهسته بر هم زد


وارد آب شد

   

چهارشنبه 25 دی 1392
توسط: elahe

ماهی های آزاد رودخونه {خییییییییییلی قشنگه } قسمت دوم



صبح ها که شیر داوود تور به گذرگاه سنگی می انداخت


سه تا دخترای نورمحمد پیر


هم همون ساعت برای ماهی گیری تور به آب می انداختند


اولی که از همه بزرگتر بود بیست سال داشت و اسمش گلایل بود


دومی یاس و سومی هم که چهارده ساله و اسمش ماهی بود


گلایل رعنا و خیلی زیبا بود