ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﯽ که ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ هوا ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺮﺩﻩ …
جغرافیای کوچک من بازوان توست ! ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من …
اگه گفتی چطور میشود مرده ای را زنده کرد ؟ فرض کن من مرده ام ! حالا بخند …
سکوت بلندترین گریه یه دختره ... وقتی که بهت بی محلی میکنه میفهمی که واقعا شکسته …
دنیا تمام شود چه باک ... دنیای من تویی که پیش از این ها تمامم شدی ...
تاریکی اتاقم شکسته میشود با نوری ضعیف
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد
از این صدا امید پیدا کردم
چشم هایم را میمالم
New message تا لود شود آرزو میکنم
کاش تو باشی
سکوت میکنم
آرزوی بی جایی بود
هرکس به جای من بود می برید ... اما من هنوز میدوزم چشم امید به راه ...
درد دارد ... وقتى بفهمى براى عشقت کم هستى …!
خاطرات نه سر دارند نه ته …
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند
می رسند
گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
سردت میکنند
داغت میکنند
رگ خوابت رابلدند
زمینت می زنند
خاطرات تمام نمی شوند
تمامت میکنند