-
محکوم ...
دوشنبه 2 دی 1392 23:01
کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند ! یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست ...
-
دوست داشتن ...
دوشنبه 2 دی 1392 22:59
دوست داشتن تو خرج دارد ... دلِ مایه دار می خواهد ...
-
درد ...
دوشنبه 2 دی 1392 21:57
درد یعنی دلم براش خیلی تنگ شده اما هیچ غلطی نمیتونم بکنم ...
-
سهم ...
دوشنبه 2 دی 1392 20:45
سهم من از دنیا نداشتن است ، تنها قدم زدن و فکر کردن به کسی که هیچوقت نبود ...
-
های بای ...
دوشنبه 2 دی 1392 19:54
قدیما همه چیزهایمان بوی ماندن می داد ... آن روزها حتی بیسکویت ها هم مادر بودند ولی حالا شده اند : های بای !
-
آرزو ...
دوشنبه 2 دی 1392 18:53
وقتی خدا تقسیم آرزو کرد گفت آرزوها تموم شده ... تو بمان با تنهایت و شب هایی که خیس بارانم !
-
فعل ...
دوشنبه 2 دی 1392 17:51
معلم گفت فعل را صرف کن ! گفتم : رفتم رفتی رفت و سکوتی کلاس را فرا گرفت … بغض گلویم را فشرد ، بغضم را شکستم و گفتم : دلم را شکست و رفت ، غرورم را له کرد و رفت عشقم را بی رحمانه رها کرد و رفت … او برای همیشه رفت ، رفت ، رفت …
-
روزگار ...
دوشنبه 2 دی 1392 16:49
روزگار همیشه خوب میگذرد ... البته نه برای من ، بلکه از روی من !
-
تحمل ...
دوشنبه 2 دی 1392 15:48
خسته ام ... اما تحمل می کنم ، خدایا روزگارت با من و احساسم بد تا کرد ...
-
تموم ...
دوشنبه 2 دی 1392 14:46
تو با من تموم کردی ... من هم بی تو …
-
رفت ...
دوشنبه 2 دی 1392 13:45
خیلی حالش خراب بود ... از زمین و زمان بریده بود ، رفتم تو زندگیش … خیلی طول نکشید که حالش خوب شد ... تشکر کرد و رفت …!
-
قلبی ...
دوشنبه 2 دی 1392 12:44
به سلامتی قلبی که شکست ... اما لبه هاش تیز نشد !
-
خودکشی ...
دوشنبه 2 دی 1392 11:42
این روزها تلخ می گذرد ... دستم می لرزد از توصیفش ، همین بس که : نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی مثل خودکشی است با تیغِ کُند ...
-
خواب ...
دوشنبه 2 دی 1392 10:40
دیشب در خواب ناگهان کسی در گوشم گفت : تو را چه به عشق ! گفتم : چرا ؟ گفت : تو در خوابی و عشقت با دیگری ! بریدم ...
-
کنار ...
دوشنبه 2 دی 1392 09:36
من با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم ...
-
خرده های دلم ...
دوشنبه 2 دی 1392 08:30
تو بردی، همه هورا کشیدند ، حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار….
-
نفس ...
دوشنبه 2 دی 1392 07:28
چقدر سخته تو هق هق گریه هات نفس کم بیاری و عشقت به یکی دیگه بگه نفسم ...
-
اشکات ...
دوشنبه 2 دی 1392 06:27
خیلی سخته ... بخوای با آب خوردن بغصتو بدی بره پایین ولی یه دفعه اشکات سرازیر بشه ...
-
سکوت ...
دوشنبه 2 دی 1392 05:25
هیچ نمی گویم دارم که بگویم ، اما نباید گفت شاید این سکوت زیباتر است ...
-
کـــسی ...
دوشنبه 2 دی 1392 04:23
دوســـــت شدن با کـــسی که یه بار ترکت کرده ... مثل پوشیـــدن لبـــاس چرکات بعد از دوش گـــرفتنـــه !!!
-
درد ...
دوشنبه 2 دی 1392 03:20
شب هایم درد دارد ... وقتی ندانم چراغ اتاقت را ، کدامین دست خاموش می کند ...
-
حرمت ...
دوشنبه 2 دی 1392 02:19
حداقل در خواب های من دستش را نگیر ، حرمت نگهدار لعنتی ...
-
نیش ...
دوشنبه 2 دی 1392 01:16
اگر زنبور عسل میدونست که وقتی نیش بزنه می میره هیچ وقت نیش نمیزد ، کاشکی ما ادم ها هم خبر داشتیم که نیش زبونمون ممکنه بهترین ها رو ازمون بگیره ...
-
فیلم هندی ...
دوشنبه 2 دی 1392 00:15
کاش دنیا هم مثله فیلم هندی بود ، تخیلی ولی همه به عشقشون می رسیدن ...
-
اشتباهی ...
یکشنبه 1 دی 1392 23:12
تنها که باشی ... گاهی آرزو می کنی یک نفر اسمت را صدا کند حتی اشتباهی !!!!!!!!!!!
-
باران ...
یکشنبه 1 دی 1392 22:11
بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا به خیر کند باران امشب را ...
-
همه ...
یکشنبه 1 دی 1392 21:09
همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره به گریه های بی صدا ...
-
مشق ...
یکشنبه 1 دی 1392 20:07
تو راحــــت بخواب ، من مشق گریه هایم هنـــوز مانـده ...
-
زمستانی ...
یکشنبه 1 دی 1392 19:04
دوریت زمستانی دیگر است ... کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام !!!
-
چقدر سخته ...
یکشنبه 1 دی 1392 18:02
چقدر سخته دوست داشتن کسی که مجبــــــــوری وانمود کنی ازش متنــــــــــــفری ...