سوتــ♥ـه دلـان

جملات و دل نوشته های غمناک

سوتــ♥ـه دلـان

جملات و دل نوشته های غمناک

غم ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ ﺣﻼﻟﻢ کند ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ ...

دیوانه ...

ﻣﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ … ﯾﮏ ﻣﻼﻓﻪ ﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ …ﺑﻪ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﻡ … ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﮑﺴﻢ ﺑﻐﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ:ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
 

سر زده ...

سر زده بیا ... کمی آشفتگی بد نیست ... آن وقت ... تکاندن شانه های پر غبار و مرتب کردن موهای پریشانت بهانه ای می شود برای زندگی ...

پروردگارا

پروردگارا … مهارت مراقبت از آنچه را که به ما بخشیده ای در قلبمان بکار ؛ زیرا ما در از دست دادن استاد شده ایم !

حبس ...

چه فرقی دارد پُشت میله ها باشی یا در خیابان های شهر در حال قدم زدن وقتی که آرزوهایت در حبس باشند ...

غصـه ...

بـزرگ که میشــــوی ؛ غصـه هایت زودتـر از خـودت قـد می کشــند ، درد هـایت نــیز ! غــافل از آنکه لبخــندهـایت را در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــذاشتــی ...

کلام آخرت ...

من رفتم و تو گفتی برو به … مدت هاست بی تابم ، بی تاب بازگشت ! راستی کلام آخرت به سلامت بود یا به جهنم؟

شاید ...

دیگه ته مونده‌ های سیگارم را دور نمی ریزم … شاید فردا که من نباشم … از روی همینا بفهمی چقد دوست داشتم … !!!!

نیســــت ...

هــر چــه می گردم نیســــت ... رد پایت را می گویم ، انگار زیــر سنگ فرش این خیـابان لعـنتی پنهـــان شده است یا شــاید من در خــیالم با تو قدم زده بـودم ...

توهــــم ...

دلـ تنگم ، دلـ تنگ آن روزهـا که نمی دانم محبت هایـش توهــــم من بود یا تـــرحم او ؟