دلم برای حضور غیاب مدرسه تنگ شده است ... انگار خیلی وقت است که بودن یا نبودنم برای کسی فرقی ندارد !
برگرد ... یادت را جا گذاشتی ، نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی ...
کمر بسته ام به خودکشی بیخیـــال هم نمی شوم …
هم دست اند با من این سیگارهای تلخ و این لحظه های تنهایی و این خاطرات تلخ ...
باز هم مثل همیشه که تنها می شوم دیوار اتاق پناهم می دهد ،بى پناه که باشى قدر دیوار را خوب میدانی